|
شود که
غربت بقیع و سامرا شود تمام؟ و گم شود شراره های غم؟ و سر کشد طلایه های نور ز قله های عزت و شرف به دست آن امیر صبح برای محو ظلمت و ستم ؟ خدا ،خدای این جهان! امید ما فقط به توست و چشم ما به آستان رحمتت اجابتی ،عنایتی، کرامتی!
اعظم الله لک الاجر یا صاحب الزمان!
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386ساعت 15:27  توسط چشم انتظار
|
منتظران را به لب آمد نفس ای شه خوبان تو به فریاد رس
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 11:12  توسط مهدی یار
|
تقدیم به همه ی منتظران کوچههای انتظار، سرد و ساکت و خموش، یا که گرم و پرحرارت است؟ با وجود نور ماه تو، با حضور مهر بیکران تو، گرم و پرحرارت است. بی تو ای تمام هستی فلک، لحظههای عمرمان چه بینشاط، آسمان قلبمان چه بیستاره است. سرد و ساکت و خموش، کوچههای انتظار!
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 22:38  توسط مهدی یار
|
بیا تا کی نهادی سر به صحرا یا ابا صالح بتاب ای آفتاب عالم آرا یا با صالح صدای غربت مولا ز چاه کوفه می آید علی تنهاست ای تنهای تنها یا ابا صالح بیا ای وارث حیدر که زخم سینه ی زهرا به شمشیر تو می گردد مداوا یا ابا صالح در و دیوار بیت وحی گوید با تو پیوسته که آن جا مادرت افتاده از پا یا ابا صالح میان دشمنان نقش زمین شد مادرت زهرا بگو آن دم چه حالی داشت مولا یا ابا صالح چرا مخفی ست قبر فاطمه در شهر پیغمبر بیا و پرده از این راز بگشا یا ابا صالح
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 18:32  توسط
|
|
http://www.piciran.ir/displayimage.php?album=lastup&cat=0&pos=91
|